در تنهای های خود ،در دوران کودکی من نیز با دیدن مرگ عزیزان دیگران

بارها به داشتن زندگی جاودان برای خود وآنهای که دوستشان دارم فکر کرده

بوده ام ،بارها درمورد دنیا وخواسته عجیب فکر کرده بودم ، دارای توانی های

عجیب بودن مانند فیلم های علمی تخیلی وهزار آرزو واما روز به روز که

بزرگ تر می شویم از جنبه رویای بودن خواسته هایم کاسته می شود دیگر

سعی نمی کنیم، با اینکه تظاهر به بی نهایت طلب داریم اما اما فقط آرزو هایم

در سطح یک پرواز با هواپیما می ماند نه اینک با بالون و یا بخواهیم بدون

وسیله پرواز را تجربه کنیم ویا به خواهیم از این ها فرا تر برویم ویا آرزوی

رسیدن کوچکترین عضو خانواده به درجه فوق تخصص قلب وعروق. در این

دنیای عجیب و ترسناک به کجا پیش می رویم آیا دوری از آرزو هایمان جز

ترس از نابودی چیز دیگری در پی خواهد داشت . آیا تا به حال به آرزو های

خود فکر کرده اید ،آیا به امکانات خود توجه داشته اید ، اگر ما بخواهیم به

آرزو های خود برسیم ساده ترین ومهمترین مشکل ما سرمایه است واکثر افراد

این مثله را آنقدر بزرگ می بینند که نمی خواهند دیگر به دنبال خواسته های

خود بروند. پایان سرانجام زندگی انسان از نظر من چیزی به جز رسیدن به

تمامی رویا های خود ،خواسته ها،اندیشه ها وباورهای خود نمی باشد. اگر ما

فکری استوار داشته باشیم بی شک می توانیم به تمام خواسته هایمان جامعه

عمل بپوشانیم. .