تا به حال پیش آمده که به هستی خود وموجودات فکر کرده باشید ،به

نوع آفرینش به اینکه شما خالق هستید ویا مخلوق،به آینده خود

،درمورد دنیا و موجودات آن ، در مورد دلیل وقایعی که در اطراف

شما رخ می دهد . اکثر ما انسان ها می ترسیم که به دنبال جواب

های آنها باشیم ،البته در این بین افراد ساده نگری وجود دارند که گه

گاه راه درست وگاه را اشتباه که نتیجه ترس از به دنبال جواب های

خود گشتن است واز روی غفلت می باشد از سر دیگر در می آیند

 

واصلاً به خود این جرأت را نمی دهند که حقیقت را بخواهند ومعمولاً

افرادی ظاهر نما هستند که می خوهند روشن فکر نما باشند اما روشن

فکری کجا وافرادی ترسو که حتی در تنهای های خود از فکر کردن

در این مورد می گریزند کجا . همیشه از ابراز اندیشه گریزان اند وبا

وسواس خاص در مورد جریانات زندگی ابراز عقیده می کنند ، اما بر

خلاف آنها افرادی به ندرت وجود دارند که ی توانند پا از این

جریانات بیرون گذاشته وبا دیده دیگر نسبت به این موارد اظهار نظر

می کنند ،کاملاً منطقی وقابل باور ولی در این بین اکثر ما کلاًخواستار

این هستیم که به دور ازاین ماجرا ها زندگی کنیم واصلاً تمایلی نداریم

که به خواهیم حتی در این مورد حرفی بشنویم و می خواهیم زندگی

ساده داشته بایم چه برسد به اینکه از خود تمایلی برای شرکت در این

وقایع نشان بدهیم.