اگر روزی به اهداف اعتقادات واندیشه ام شک کردم من به شخصه این طور هستم که

همان روش قبل را ادامه می دهم تا روزی که به اشتباه بودن صد درصد افکارم اطمینان

حاصل کنم وسپس ترک باورهای گذشته ام اما اکثر افراد بدون توجه وبه همین راحتی

وبدون رسیدن به جای ،افکار قدیمی خود را رها می کنند وبدون رسیدن به باور های

جدید اکثر مواقع بی هدف رها می شوند ،ما به عنوان اشرف مخلوقات دارایی قدرت

زیبای تفکر هستیم که باید به بهترین شیوه از آن استفاده کنیم . رو سخن نو آور که نو را

حلاوتی دگر است ،همیشه توی املا نوشتن مشکل داشتم ولی برای همه انشا می

نوشتم از نوشتن انشا خوشم می اومد ولی املا نوشتن را دوست نداشتم دوران

مدرسه رفتن به خصوص راهنمایی دوستام بسیار علاقه داشتن که برای اون ها شعر

هایم رو بخونم دبیرستان که اومدم یه بار یکی از دوستای راهنمایم رو دیدم ولی هر چه

فکر کردم فامیلی اون یادم نیومد دوستم بعد از احوال پرسی سراغ شعر گفتنم رو گرفت

اما حالا که فکر می کنم می بینم هر چیزی در زندگی انسان دوران وتاریخ مصرف خودش

رو دارد حتی نوشتن .گفتن شعر ومتن ادبی شاید هم من اشتباه تصور می کنم ،اما

غرض از نوشتن این مطالب این است که هر فردی دورانی در زندگی درد که گاه رخ داد

های شگفت برای اون رخ می دهد که ممکن است به اون ها برای مدتی علاقه مند شود

وپس از مدتی کوتا یا طولانی آنها را به دست فراموشی بسپرد خوب ... اما اگر یک فرد

می خواست تمامی این موارد را در زندگی خود ادامه بدهد ؛به افراد بزرگی توهین نمی

کنم ولی به نظر من باید دارای خواسته های محدودی باشد چرا که این انسانی که من

می شناسم بی نهایت طلب است وبسیار خواهان تحول وتغییر وبه ادامه دادن یک 

موضوع یا دو،سه ،پنج،ویا غیره بسنده نمی کند بلکه او در این ذهن و سر کوچک خود

دارایی بی نهایت ایده ونظریه است والبته خواهان امتحان حداقل یک بار آنها نیز است .

تازگی ها متوجه شدم که کلمه های ساده ای مانند یس ، سی ، دا ، نعم ، یا ، که اکثراً

به معنی بله می باشند بیشتر افراد می دانند ولی هم معنی کلمه نه را افرادی کمی به

زبان های مختلف می دانند نمی دانم چرا وبه چه دلیلی می توند باشد اما آیا می

توانیم تصور کنیم که این موضوع ساده فقط از سر این است که ما همواره خواهان چیز

های مثبت هستیم وکمتر به دنبال موارد منفی می گردیم.

(از همه گر رها شوم از تو

جدا نمی شوم

تا توزمین سجده ای

سر به هوا نمی شوم)

به هیچ ورد دگر نیست

حاجت ای حافظ

دعای نیمه شب

ودرس صبحگاهت بس