نه به آینده ام نه

به گذشته ام اما نه

چه سود باز هم همان

که در پشت صبح ها فردایی است

که هیچ آرامشی در پی ندارد

من،غم،تاریکی

سایه روشن های مغزم

در سیاهی وحشتناک دیدگانم

نه ترس نیست فقط ،فقط نگرانی

نگرانی در پی نگرانی دیگر

باز هم در حال با نگرانی

زندگی کمی نه وجود ندارد

باز هم خیالی در دلم روشنای کرم شب تابی

در تاریکی می درخشد

نورانی ،نورانی