روحم به سان برگ بود

خزان آمد

عشق وامیدم سوزنده چون آتش

رویایم سبز

آسمانم سفید تر از یاد دوست

مادرم مهربان تر از ماه

و یاد دوست بود در بهار روز شکفتنم

که ماهی امیدم مرد

وخدایم گریه کرد