برگی از درخت افتاد

زمان افتادنش

نیز مانند رویشش

کاملا غیر منتظره بود

آسمان غرشی کرد

نه

بارانی بارید

نه

گفتند بماندوافتاد

نه

برگ روئیده شده

به اشتباه رشد کرده بود

برگ درخت خرزهره

به روی گل یاس

روئیدنش اشتباه بود

افتادنش

دردناکتر

گل یاس به بودنش

عادت کرده بود

اما او هرگز

بوی گل یاس را نگرفته بود

افتاد بر خاک

وزیرسم های اسبان

لگد مال شده بود

گمان نمی کرد

در آخر

حتی

ارزش خوراک شدن را

هم ندارد

اما تصورش جدا شدن بود

گمان می کرد اگر شاخه ای از گل یاس

بر دیوار نشیمن خانه ی کودک بیمار

جای گرفته

او باید در جشن بزرگ سال

بر جلوی کاروان شادی باشد

اما افتاد وگل یاس

در روز جشن شاخه هایش را

بدون جدا کردن

گلدانش را کامل

بر جلوی کاروان گذاشتن

مثل این بود که باید

گل یاس اصیل

خالص می شد وپاک وناب

آری

ناب شد

تا به اوج رسید

بدون کوچکترین

علف هرزه ای