باز هم 

دلم گرفته، گریه ام اختیاری نیست،

آخه جز گریه منو کاری نیست .

یه عمر از محبت بی نصیبم ای خدا

من غریبم ای خدا

چرا جز غصه منو کار ی نیست

اگر عشق همین اگر زندگی اینه

نمی خواهم چشمام دنیا رو ببین.

از لب های سردم خنده گریزونه

راز دل خسته ام هیچ کی نمی دونه

بازیچه شدن تا کی دل رو گول زندن تا کی

افسردگی تا کی

اگر عشق همین اگر زندگی این نمی خواهم چشمام دنیا رو ببین ،

دل به هر که دادم بی وفای دیدم

چه رنج های که عمری از عشق گشیدم

اگر عشق همین اگر زندگی این نمی خواهم چشمام دنیا رو ببین،

باز هم دلم گرفته، گریه ام اختیاری نیست،

آخه جز گریه منو کاری نیست .

یه عمر از محبت بی نصیبم ای خدا من غریبم ای خدا

چرا همین اگر زندگی این نمی خواهم چشمام دنیا رو ببین.

از لب های سردم خنده گریزونه،

راز دل خسته ام هیچ کی نمی دونه،

بازیچه شدن تا کی،

دل رو گول زندن تا کی،

افسردگی تا کی ،

اگر عشق همینه

اگر زندگی اینه

نمی خواهم چشمام دنیا رو ببین ..خدا